پایان شبی ظلمانی

پیامبر اسلام(ص)میفرمایند: هرآنچه برای قوم بنی اسراییل اتفاق افتاد برای امت من نیز مو به مو اجرا خواهد شد.(بحارالانوار ج53 ص127)

اما داستان قوم بنی اسراییل: حضرت یوسف هنگام وفات نزدیکان خود را جمع کرد و از فشار هایی که به آنها وارد خواهد شد سخن گفت و فرمود: در آن فشار ها و مصائب ، مردان کشته میشوند و شکم زنان دریده میگردد ونوزادان پسر را سر میبرند تا زمانی که خداوند حق را به دست قیام کننده(حضرت موسی) آشکار کند.

پس از وفات حضرت یوسف انبیا و حجج الهی غایب شدند و فشار ها و مصائب قوم بنی اسراییل آغاز گشت. از سویی دیگر به آنها خبر رسیده بود که این عذابها تا 400 سال ادامه خواهد داشت و سر انجام با قیام حضرت موسع پایان خواهد پذیرفت.پس از گذشت ده ها سال حضرت موسی به دنیا آمد و بنی اسراییل بواسطه ی یکی از علمای خویش از تولد او آگاه شدند، اما از آنجا که حضرت موسی در خانه ی فرعون پرورش پیدا میکرد اثری از او نمی یافتند. از سوی دیگر هنگامی که فرعون متوجه شد که بنی اسراییل منتظر منجی خود می باشند بر فشارهای خود افزود و حتی درصدد دستگیری فقیه و عالم آنان برآمد، آن عالم هم برای درامان ماندن از شر فرعونیان، خود را مخفی کرد. سالها گذشت و محنت های بنی اسراییل شدت پیدا کرد. بنی اسراییل با عالم خود ارتباطی پیدا کردند و از او خواستند تا در بیبنی به دور هم جمع شوند و او از خصوصیات منجی بنی اسراییل ینی حضرت موسی برایشان سخن بگویید تا کمی دردهایشان تسکین پیدا کند.در آن مجلس که در شب برگزار شدآن فقیه از اوصاف حضرت موسی سخن گفت و از نزدیک شدن ظهورش خبر داد.در آن شب که حضرت موسی به بیرون از کاخ آمده بوداز ماموران امنیتی فاصله گرفت و خود رو به آن جمع در بیابان رساند. عالم که از نشانه های منجی حضرت موسی را شناخت خود را به دست و پای حضرت موسی انداخت و خدا را از بابت  دیدن حضرت موسی شکر کرد. بنی اسراییل هم از دیدن این منظره خدا را شکر کردند. حضرت موسی به آنان فرمود: «امیدوارم خداوند فرج شما را زود تر برساند» و از چشم آنان مخفی شد.این اولین غیبت حضرت موسی بود که 28 سال طول کشید و پس از آن غیبت دوم حضرت موسی شروع شد. دهها سال دیگر به همین منوال گذشت و اوضاع بنی اسراییل روز به روز بدتر می شد.بنی اسراییل باز سراغ آن عالم رفتند و بار دیگر در بیابان جمع شدند. این بار تصمیم گرفتند که چهل روز به در گاه الهی زاری و گریه کنند تا خداوند برای آنها فرجی برساند. این کار را تا سی ونه روز انجام دادند و در شب چهلم آن عالم فقیه به آنان اعلام داشت که خداوند متعال میفرماید چهل سال دیگر فرج خواهد رسید.

بنی اسراییل بخاطر اینکه از قسمت عظیمی از بلای آنها کاسته شده بود شادمان شدند و خداوند را بخاطر این نعمت بزرگ شکر وسپاس گفتند.خداوند متعال باز به آن فقیه وحی فرستاد که بخاطر سپاس گزاری بنی اسراییل، ده سال دیگر از غیبت منجی آنان کاسته شد. این بار بنی اسراییل عرضه داشتند هر نعمتی که به ما میرسد از جانب خداوند است. باز خداوند متعال وحی فرستاد که: ده سال دیگر از آن مدت کم نمودم و فرجشان تا بیست سال دیگر محقق خواهد شد. بنی اسراییل باز برای سپاس گزاری گفتند: هیچ کس جز خدا نمیتواند به کسی خیری رساند.اینبار هم مورد لطف خداوند قرار گرفتند و وحی آمد که: من مدت باقیمانده را فقط ده سال قرار دادم. در این هنگام که بنی اسراییل که صدایشان به گریه و زاری بلند شده بود گفتند: هیچکس جز خدوند نمیتواند بدیها را رفع کند. وحی آمد که اندوهگین نباشید که من فرج و گشایش شما را همین الان قرار دادم. اینجا بود که موسی از دور نمایان شد و به نزد بنی اسراییل آمد. با ظهور حضرت موسی فشارهای بنی اسراییل کاهش یافت و سالها بعد با غرق شدن فرعون در رود نیل فرج نهایی برای بنی اسراییل واقع شد. امام صادق علیه السلام در حدیثی زیبا به این سرگذشت بنی اسراییل اشاره میکنند و میفرمایند: وقتی عذاب بر بنی اسراییل طولانی شدچهل روز به درگاه خداوند تضرع کردند. خداوند متعال به موسی وهارون وحی فرستاد که آنها را از دست فرعونیان نجات بخشد و این در حالی بود که از چهارصد سال عذاب صدوهفتاد سال باقی مانده بود و خداوند متال به واسطه ی دعای بنی اسراییل از آن صد و هفتاد سال صرف نظر نمود.شما شیعیان ما نیز اگر اینگونه اقدام کنیدخدای تعالی فرج مارا میرساند و اما اگر کاری نکنید(بی تفاوت بمانید) امر (غیبت) تا آخرین مدت خود به طول خواهد انجامید. (تفسیر عیاشی جلد 2 ص 154)

/ 1 نظر / 98 بازدید
اتنا

ممنون اجی گلم استفاده کردیم :)