نیایش پنجاه و سوم از صحیفه سجادیه

در خاکساری در برابر خداوند پیروزمند والا

 

پروردگارا! گناهانم دهانم را بسته و رشته گفتارم، بریده است و برهانی ندارم.از این رو اسیر گناه خویش و در گروی کردار خود و سرگردان خطای خویش و سرگشته از مقصد خود هستم و وامانده ام.

خویشتن را در جایگاه خاکساران گناهکار نهاده ام، جایگاه بد بختانی که با تو سرکشی ورزیده و وعده ی تو را کوچک شمرده اند.

پاکا که تویی! با چه جرئتی با تو دلیری ورزیدم و با کدام فریب، خود را به دام غرور افکندم؟

مولای من! بر من که با صورت به زمین افتاده ام و گامهایم لغزیده است رحمت آور و نادانی ام را با بردباری خود و بد کرداریم را با احسان خویش پاسخ ده که من به گناه خود اقرار و به خطای خود اعتراف دارم. اینک این دست و سر من است که با فروتنی و خاکساری( آن را) به قصاص خویش میگمارم. به پیری من و به پایان رسیدن عمرم و نزدیک شدن اجلم و نا توانی و تهیدستی و بیچارگیم رحمت آور!

مولای من! آنگاه که اثرم از این جهان بریده و نامم از خاطر آفریدگان پاک شود و چون از یاد رفتگان فراموش گردم، بر من رحمت آور!

مولای من! آنگاه که حال و چهره ام دگرگون شود و بدنم بپوسد و اندامم پراکنده شود و پیوند هایم از هم بگسلد، بر من رحمت آور! وای بر غفلت من از آنچه بر من خواهد رفت!

مولای من! هنگام زنده گرداندنم و بر انگیختنم بر من رحمت آور ودر آن روز توقفم را با دوستانت و حرکتم را درمیان دوستانت وجایگاهم را در جوار خویش قرار ده ای پروردگار جهانیان!

/ 6 نظر / 11 بازدید
گل نرگس

داغی نشانده بر جگرت، یاد کربلا خون می رود ز چشم ترت، یاد کربلا زینب، سکینه، گریه و طفل رباب و آب می آورند در نظرت، یاد کربلا با زخمی از تسلَیِ زنجیرِ سلسله مانده به روی بال و پرت، یاد کربلا با خطبه های بی بدلت زنده کرده ای در لحظه لحظـۀ سفرت، یاد کربلا از قتل صبر روضه بخوان ای امام صبر با سوزِ آه شعله ورت، یاد کربلا از سجده های لشکر شمشیر و نیزه ها از خنجر و سر پدرت، یاد کربلا از لحظه ای که غارت خیمه شروع شد آتش گرفت دور و برت، یاد کربلا تا صبح حشر ضامن این دین و پرچم است یاد محرم و صفرت، یاد کربلا این جلوه های اشکِ عزا در صحیفه است یاد خدا، شب و سحرت، یاد کربلا شاعر : محمدرضا رضایی سالروز شهادت امام سجّاد(علیه السلام) را به همه ی شیعیان حضرتش تسلیت می گوییم. ______________________ سلام علیکم مناجات زیبایی بود.موفق باشید.

گل نرگس

لب را که پر آه مي کنم ،مي بيني عمري که تباه مي کنم ،مي بيني مُردم ز خجالت چو شنيدم آقا وقتي که گناه مي کنم ،مي بيني

گل نرگس

سلام علیکم با پست "داستان سلمان حدادی، مولوی وهابی شیعه شده " منتظر حضور گرمتون هستم. شاید این داستان رو قبلاً خونده باشید ولی خوندن دوباره ی اون خالی از لطف نیست و بلکه اگر با تفگّر همراه باشد نورٌ علی نور است.

گل نرگس

سلام علیکم از شما همسنگر گرامی دعوت می شود تا در طرح ختم قرآن که به نیت تسلای دل نازنین امام زمان (عج) در نظر گرفته شده شرکت نمائید . تشکر از شما دوست محترم[گل]

امینوف

سلام مولای من! آنگاه که حال و چهره ام دگرگون شود و بدنم بپوسد و اندامم پراکنده شود و پیوند هایم از هم بگسلد، بر من رحمت آور! وای بر غفلت من از آنچه بر من خواهد رفت! خیلی زیبا بود