زندگینامه ونحوه شهادت امام سجاد(ع)

نام مبارک: علی علیه السلام

لقب: زین العابدین، سجاد

نام پدر: امام حسین علیه السلام

تاریخ ولادت: 5 شعبان وبه روایتی(7) شعبان سال 38 هجری

محل ولادت: مدینه منوره

مدت امامت:35 سال

تاریخ شهادت: 25 محرم سال 95 هجری

علت شهادت: در اثر زهری که هشام بن عبدالملک به آن حضرت داد

محل دفن: عربستان(مدینه منوره قبرستان بقیع)

تعداد فرزندان: 11 پسر و 4 دختر

نقش نگین انگشتری:(حسبی الله لکل هم)

امام سجاد علیه السلام

امام زین العابدین علیه السلام در سال38 هجری در مدینه ولادت یافت. امام حسین علیه السلام بدلیل مبارزه با معاویه که دستور داده بود در منابر و مساجد لعن به امیرالمومنین علی علیه السلام بدهند اسم همه پسر هایشان را علی گذاشتند که جناب علی اکبر و علی اصغر در واقعه کربلا به شهادت رسیدن امام سجاد علیه السلام را علی اوسط خوانند که در واقعه کربلا بدلیل مشیت الهی بیمار بود زیرا خداوند میخواست حجت خود زنده بماند و شیعه بدون مولا نگردد و رشته رسالت و امامت قطع نشود. مادر امام سجاد علیه السلام بنابر مشهور«شهر بانو» دختر یزد گرد ساسانی بوده است. امام سجاد علیه السلام پس از واقعه کربلا حدود 35 سال عمر کردند. از ایشان دعاهای زیبایی که الان با نام صحیفه سجادیه میشناسیم به یاد گار مانده است. امام سجاد علیه السلام از طریق این دعا ها با مردم زمان سخن میگفت و حق را آشکار میکردند زیرا در آن دوران خفقان راهنمایی مردم گمراه که در جهالت به سر میبردند به طور مستقیم امکان پذیر نبود و به همین دلیل امام سجادعلیه السلام از طریق دعا با مردم صحبت میکردند.

بعد از واقعه کربلا و آن روز که حجت خدا را به شهادت رساندن با حجت دیگر خدا کاری کردند که از دست همان جاهلان بی خرد بر می آمد امام را سوار بر شتر بی هودج کردند و پای ایشان را با زنجیر به زیر شکم شتر بستند و با این وضعیت ایشان را به شهر کوفه که روزی محل خلافت جد بزرگوار ایشان امام علی علیه السلام بود وارد کردند. ابن زیاد اسیران کربلا را پس از مکالماتی که در مجلس او روی داد، دستور داد به زندانی پهلوی مسجد اعظم کوفه منتقل کنند. بعد از آن امام علیه السلام و اسرا را به نزد یزید در شام فرستاد.

امام علیه السلام و اسیران را در روز اول صفر سال 61 هجری وارد دمشق کردند مردم دمشق که سالها تحت تبلیغات گسترده امویان نسبت به خاندان رسالت بودند خوشحال از این پیروزی که یزید آن را نبرد با خارجیان خوانده بود بودند. پیرمردی شامی که تحت تأثیر همین قید و افکار بود در مقابل کاروان اسرا ایستاد و گفت: شکر خدا را که شما را کشت و شهر های اسلام را از شر مردان شما آسوده ساخت و امیرالمومنین یزید را بر شما پیروزی داد. امام زین العابدین علیه السلام به آن پیر مرد که در آن سن و سال از تبلیغات زهرآگین اموی در امان نمانده بود فرمود: آیا قرآن خوانده ای؟ گفت : آری. فرمود: این آیه را قرائت کرده ای؟«قل لا أسئلکم علیه أجرا إلا المودة فی القربی» گفت : آری. امام علیه السلام فرمود: آن خویشاوندان که خداوند تعالی به دوستی با ایشان امر فرموده برای رسول الله(ص) اجر رسالت قرداده ماییم. سپس آیه تطهیر را تلاوت نمود: «إنما یرید الله لیذهب الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا» پیر مرد گفت این آیه را خوانده ام. امام علیه السلام فرمود: منظور از این آیه ماییم که خداوند ما را از هر آلایش ظاهر و با طن پاک فرموده است. پیر مرد بسیار تعجب کرد و گریست و گفت چقدر من بی خبر مانده ام. سپس به اما علیه السلام فرمود اگر توبه کنم توبه ام پذیرفته است امام به او اطمینان داد. به خاطر همین آگاهی آن پیرمرد را به شهادت رساندند.

این نمونه ای از افشاگری امام سجاد علیه السلام بود در مسیر حرکت ایشان از کربلا تا مدینه.

دوره امامت ایشان

دوره امامت ایشان حدود 35 سال طول کشید در این دوران بعد از واقعه کربلا خفقان زیادی وجود داشت با این حال امام دست از ارشاد و هدایت مردم بر نداشت. امام علیه السلام در قالب عزاداری برای پدر بزرگوارشان مصیبتها و رذالت و پستی یزیدیان و اینکه با خاندان و پسر رسول خدا چه کردند و افشاگری از اینکه دستگاه حکومت اموی دستگاهی فاسد است مردم را آگاه میکردند همین آگاهی ها بود که در سال بعد از واقعه عاشورا قیام حره به وقوع پیوست و یزید به قتل عام مردم مدینه دست زد و پس از آن مکه و کعبه، خانه خدا را با منجنیق به آتش کشید. پس از آن قیام های زیادی به وقوع پیوست که سر انجام با قیام ابومسلم خراسانی دستگاه حکومت امویان برچیده شد.

امام سجاد علیه السلام را در سال 95 هجری به دستور ولید بن عبدالملک وبه دست برادرش هشام بن عبدالملک از خلفای بنی مروان با زهر کشنده ای به شهادت رساندند. درحالی که از عمر شریف آن بزرگوار57 و به نقلی 59 سال میگذشت. پیکر پاک آن امام بزرگوار توسط فرزند برومندش امام محمد باقر علیه السلام در شهر مدینه و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

/ 6 نظر / 19 بازدید
گل نرگس

این هفته نیز جمعه ما بی شما گذشت آقا بپرس این که چه بر حال ما گذشت این هفته هفت روز به ظاهر گذشتنی بر من ولی عزیز دلم قرن ها گذشت در خارزار حوصله هایت دویده ام حالا ببین چه بر سر این دست و پا گذشت هفتاد گوشه ناله زدم تا که جمعه شد جانم به لب رسید ولی جمعه تا گذشت گفتند جمعه بوی تو می آورد نسیم اما نسیم آمد و سر در هوا گذشت خورشید هم هوای مرا تازه تر نکرد او هفت دفعه آمد و بی اعتنا گذشت عمرم به سر رسید و از این دست جمعه ها تکرار شد نیامدی و عمر ما گذشت...

گل نرگس

این هفته نیز جمعه ما بی شما گذشت آقا بپرس این که چه بر حال ما گذشت این هفته هفت روز به ظاهر گذشتنی بر من ولی عزیز دلم قرن ها گذشت در خارزار حوصله هایت دویده ام حالا ببین چه بر سر این دست و پا گذشت هفتاد گوشه ناله زدم تا که جمعه شد جانم به لب رسید ولی جمعه تا گذشت گفتند جمعه بوی تو می آورد نسیم اما نسیم آمد و سر در هوا گذشت خورشید هم هوای مرا تازه تر نکرد او هفت دفعه آمد و بی اعتنا گذشت عمرم به سر رسید و از این دست جمعه ها تکرار شد نیامدی و عمر ما گذشت...

افسر سایبری موعود

سلام دوست عزیز ممنون از مطلب خوبتون.اطلاعات کاریردی بود. خدا خیرتون بده. یاعلی[گل]

گل نرگس

شب‌های غربت تو گذشت و سحر نداشت حتی سحر غم از دل تو دست برنداشت در حیـرتم کـه سلسله آهنین مگـر جایی ز زخم گردن تو خوب‌تر نداشت زخم تن تو را همه دیدند و هیچکس غیر از خدا ز زخم درونت خبر نداشت دنیا چه کرد با تو که هجده عزیز تو تن‌هایشان به روی زمین بود، سر نداشت سنگت زدند بـر سر بازارهای شام با آنکه جز تو یوسف زهرا پسر نداشت هجـده سـر بریـده برایت گریستند آهت هنوز در دل دشمن اثر نداشت سوزم بر آن عزیز که در آفتاب سوخت یک سایبان به جز سرِ پاکِ پدر داشت حـال تـو بـود در دل گـودال قتلگاه چون بسملی که بال زد و بال و پر نداشت مهمـان شـام بـودی و بهر تو میزبان جز گوشة خرابه مکانی دگر نداشت سوز شما به سینه«میثم» اگر نبود اینقدر نخل سوخته او ثمر نداشت شاعر : استاد حاج غلامرضا سازگار